محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2060
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه به من گفت : « اى ابن عباس شاعر شاعران كيست ؟ » گفتم : « زهير بن سلمى . » گفت : « از شعر او چيزى بيار كه دليل اين سخن گيريم . » گفتم : « در مدح قومى از بنى عبد الله بن غطفان چنين گويد : « اگر قومى به سبب كرم « و نياكان و بزرگواريشان « بر فراز خورشيد مىنشستند « اينان نشسته بودند « قومى كه پدرشان سنان است « و پاكيزهاند و مواليدشان پاكيزه است « به وقت آرامش انسند « و چون بجنبند جن باشند « و چون فراهم آيند بخشندگان و دليران باشند « از بس نعمت كه دارند محسود كسانند « خدا سبب حسد را از ايشان نگيرد . » عمر گفت : « نكو گفته و گمان ندارم هيچكس چون اين طايفه بنى هاشم شايستهء اين سخنان باشد بسبب فضيلت پيمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم و قرابتى كه با وى دارند » گفتم : « اى امير مؤمنان باز داشت ؟ » گفتم : « اگر ندانم امير مؤمنان بگويد تا بدانم . » عمر گفت : « خوش نداشتند كه نبوت و خلافت در شما فراهم آيد و بر قوم